...یکـــــ فنجانــــــ دلتنــگی
..روزها می گذرد و چشم هایم به سمتی است که فکر میکنم از همان سمت، قرار است اتفاقــی بیوفتد
برای ایمان آوردنم کافی ست؛
آیه های بوسه ات،
مومنم خواهد کرد!
پیام-برِ اینهمه اعجاز میشوم،
و می گویم برای مردم:
و قسم به عشق،
و قسم به روزی که عاشق شدم!
+ این روزها، شبیه نقاشی های باران خورده ام!
++ضایعه ی درگذشتِ پدرِ تئاتر ایران "استاد حمید سمندریان" را به خانواده هنر، تسلیت میگویم..
راهله نیازی

مسیرشان،
از سمتِ نگاهِ خیال انگیزِ تو،
می گذرد..
+سمتِ نگاهِ من اما، این روزها از کویر می گذرد!
از یک بیابانِ خشک و بی آب و علف!
که ترجیح میدهم توی آن از تشنگی و گرسنگی و گرما بمیرم،
جای اینکه اینجا، توی این جهنم زندگی کنم!!!
راحله نیازی
کمی عشق می خواهم،
کمی عاشقانه،
کمی آغوش..
آغوشی نه از جنسِ آغوشِ یک مرد،
نه از جنسِ خواستن،
نه از جنسِ شهوت؛
آغوشی از جنسِ گرمِ محبت..
آغوشی که همه ی دلتنگی ها و خستگی هایم را،
توی آن جا بگذارم..
+این روزها سهم زیادی نمیخواهم از دنیا؛
کمی حوصله، کمی آرامش..
++هوای حوصله، ابـــریست..
راحله نیازی
وقــتی؛
شبیـه روسپــیِ دوره گـردی می شـوم
که تــن می دهد به تــن هـا،
برای گـذرانِ زنـدگی اش؛
و مـن،
که تــن میدهم به زنـــدگی،
-در هـر شرایــطی-
برای ســپری شدنِ روزهــایم!
+غمگـینم؛ مثـلِ مـرگ در یـک صـبحِ پـائیزی!
راحله نیازی
شـــب هم کــه بــاشی،
"مــن "
ســـتاره می شـــوم،
می چســــبم،
به پــیرهــــنِ ســـیاهـت!
راحله نیازی
هیـــــــــــــــــــــچ نبــــــــود...
راحله نیازی
در مــــــــن ؛
که صــدا میزند،
تـــو را...
راحله نیازی
جامانده ام؛
در پیچِ آخرین بوسه ات...
راحله نیازی
بی شــک،
هـمین روزهای مـن اسـت؛
که
بی "تـــو"
می گـذرد...
راهله نیازی

زیـرِ بـــارِ
اینـــــــــــــــــهمه تنــــــــــــــــــــــهایی....
راحله نیازی
| Design By KHanOomi |